ⓘ عینیت در روزنامه‌نگاری. بی‌طرفی در روزنامه‌نگاری یک اندیشهٔ مهم مطابق بحث حرفه‌ای روزنامه‌نگاری است. بی‌طرفی در روزنامه‌نگاری به انصاف، بی‌غرض بودن، واقع گرایی ..

                                     

ⓘ عینیت در روزنامه‌نگاری

بی‌طرفی در روزنامه‌نگاری یک اندیشهٔ مهم مطابق بحث حرفه‌ای روزنامه‌نگاری است. بی‌طرفی در روزنامه‌نگاری به انصاف، بی‌غرض بودن، واقع گرایی و بی‌طرفی برمی‌گردد اما به ندرت همهٔ این کیفیت‌ها را شامل می‌شود. از زمان اولین استنتاج به عنوان یک تمرین در قرن هجدهم، تعداد زیادی مقالهٔ انتقادی و جایگزین اندیشه‌های آن زمان به وجود آمده که باعث تقویت بحث پویا و در حال پیشرفت دربارهٔ ماهیت ایده‌آل روزنامه‌نگاری شده‌است.

بیشتر روزنامه‌ها و ایستگاه‌های تلویزیونی برای مصالح خود وابسته به آژانس‌های خبری هستند و هرکدام از این چهار آژانس بزرگ جهانی یعنی خبرگزاری فرانسه، آسوشیتد پرس، رویترز و افه شروع به کار کرده و بر اساس فلسفهٔ ابتدایی تهیهٔ اخبار بی‌طرف منحصر بفرد اداره می‌شوند تا بتوانند همهٔ مجلات و روزنامه‌ها را تأمین کنند. همین است که آن‌ها خبرهای جداگانه‌ای برای روزنامه‌های آزادی‌خواه و محافظه کار تهیه نمی‌کنند. روزنامه‌نگار Jonathan Fenby این اندیشه را شرح داده است:

برای به دست آوردن چنین مقبولیت گسترده ای، آژانس‌ها از جانبداری آشکار خودداری می‌کنند. اطلاعات صحیح قابل شرح، سهام آن‌ها در بازرگانی و تجارت است. به شکل سنتی، آن‌ها در یک سطح پایینی از مسوولیت گزارش را ارائه می‌دهند و اطلاعات را به یک سخنران، انتشارات یا منابع نسبت می‌دهند. آن‌ها از قضاوت و حمایت واضح از تردید و ابهام خودداری می‌کنند؛ بنابراین بنیان‌گذاران این آژانس‌ها از کلمه استفاده نمی‌کنند، بی‌طرفی در واقع یک پایهٔ فلسفی برای سرمایه‌گذاری آن‌ها است یا در غیر اینصورت مقبولیت گسترده و نادر را از دست می‌دهند.

هدف بی‌طرفی در روزنامه‌نگاری کمک به مخاطبان برای داشتن نظر شخصی دربارهٔ یک موضوع است. یعنی حقایق را ارائه کرده و به مخاطبان این امکان را می‌دهد که تفسیر خودشان را داشته باشند. برای بی‌طرف ماندن در روزنامه‌نگاری، روزنامه‌نگاران باید حقایق را چه دوست داشته باشند یا نه و چه موافق باشند یا نه بیان کنند. گزارش بی‌طرف می‌خواهد موضوعات و وقایع را بدون جانبداری و تبعیض و علی‌رغم نظر نویسندگان و باورهای شخصی، به تصویر بکشد. وضع نامطلوب روزنامه‌نگاری جنجالی سبب شد که در ایالات متحده آمریکا علیه آن مخالفتهایی بر انگیخته شوند. به طوری که در دوره پس از جنگ جهانی اول ، "والتر لیپمن" روزنامه نگار و متفکر مشهور آن کشور، به دنبال یک تجزیه و تحلیل علمی در مورد مندرجات مطبوعات ، از عملکرد منفی روزنامه‌های آمریکایی در گزارش رویدادهای جنگ مذکور و انقلاب بلشویک روسیه ، به شدت انتقاد کرد. او مخصوصا جهت‌گیری‌های شخصی و مغرضانه برخی از خبرنگاران روزنامه "نیویورک تایمز" در این باره را یادآور شد و برای جلوگیری از تکرار آنها ، بر ضرورت دگرگونی روزنامه نگاری ذهنی گرای موجود و توجه به یک شیوه "روزنامه نگاری عینی" تاکید گذاشت. در همین دوره، وی در کتاب معروف خود به نام "افکار عمومی" که در سال 1922 انتشار یافت، نیز برای مقابله با روزنامه نگاری جنجالی و ذهنی‌گرا و حمایت از روزنامه‌نگاری واقعیت جو و عینی گرا، از تاثیر نامناسب "قالب‌های ذهنی" خبرنگاران در ارائه گزارش‌های خبری، نکوهش کرد. او در این کتاب، به تعریف "روزنامه‌‌نگاری عینی" طرف توجه خویش پرداخت و با تاکید بر لزوم جدایی بین ذهنیت فردی خبرنگار و عینیت واقعه یا مسئله مورد گزارش، تاثیر ندادن احساسات و تمایلات شخصی و رعایت بی‌طرفی کامل در کسب و انتشار اخبار را ، از اصول اساسی روزنامه نگاری مذکور ، معرفی نمود. گردانندگان "انجمن آمریکایی سردبیران روزنامه‌ها" هم به موازات کوشش‌های "والتر لیپمن" برای پشتیبانی از "روزنامه¬نگاری عینی" در سال 1923به تدوین اصول اخلاقی و شرافتی حرفه روزنامه نگاری، دست زدند. به موجب این اصول، حقیقت‌جویی و صحت‌گرایی و استقلال و بی‌طرفی و همچنین احترام به حیثیت فردی و نیز احساس مسئولیت دربرابر مصالح عمومی، از مهم ترین مبانی حرفه ای روزنامه نگاری شناخته شدند. از آن پس، برای جبران آثار منفی روزنامه‌نگاری جنجالی، به معرفی روزنامه نگاری آمریکایی در قالب اصول عینی¬گرایی و بر مبنای یک شیوه خاص حرفه ای، همراه با یک دیدگاه ویژه اجتماعی – سیاسی ، توجه فراوان مبذول گردید به همین جهت، تاکید شد که از لحاظ حرفه ای، برای تحقق عینیت اخبار، گزارش رویدادها باید بر مبنای عناصر مهم خبر _ که معمولا با پرسش‌های شش گانه که ؟کجا ؟ کی ؟ چه ؟ چرا؟ وچگونه ؟ ، جست وجو می‌شود _صورت گیرد. از لحاظ اجتماعی و سیاسی نیز با تکیه بر جایگاه خاص مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی به عنوان "رکن چهارم دموکراسی" ، لزوم ایفای "نقش مقابله‌جویی ومخالفت‌گری" در برابر دولت و انجام وظیفه "نگهبانی" روزنامه نگاران از مصالح جامعه در مقابل سوء سیاست‌های دولتی، خاطر نشان گردید.معتمد نژاد و معتمد نژاد، 1386: 204-200

                                     
  • روزنامه نگاری اعتقادی انگلیسی: Opinion journalism روشی است که در آن ادعای مادیت و عینیت دیده نمی شود. می توان گفت از طرق مختلفی از روزنامه نگاری مدافعه
  • در گزارش های خبری تسلیم احساسات خود نمی شوند. همدردی و همدلی با مخاطب با احساساتی شدن متفاوت است. فراموش نشود که حضور خبرنگار در صحنه خبر برای عینیت بخشیدن
  • دارد. این رشته موضوعات متنوع و بسیار بحث برانگیزی را شامل می شود از روزنامه نگاری جنگ گرفته تا کمپین های تبلیغاتی بنتون. اخلاق رسانه ای از ارزشهایی مانند
  • نمی یابد. او برعکس بسیاری از داستان نویسان هم دوره خود از عینیت هایی که طبقه بورژوا در قبال روند مدرن شدن از خود بروز می دادند استفاده کرده و به مؤلفه های
  • که اگر برای رسیدن به حداکثر سود می بایست عینیت اخبار را قربانی کرد بنابراین منابع خبری که نجات می یابد در مورد اخباری که برخورد علایق دارند از بنیان
  • هنرها در بحث از تاریخ نگاری انقلابی را در این عرصه رقم زد. او نخستین کسی بود که تلاش جدی برای نوشتن تاریخ جهان کرد. در این راستا او در این بررسی ها چارچوب
  • Hitchens زاده آوریل درگذشته دسامبر نویسنده منتقد و روزنامه نگار انگلیسی - آمریکایی و از پیشتازان مکتب ضدخدایی و خداناباوری نو بود. اعتقادات
  • SEEZ بایگانی شده از روی نسخه اصلی در مارس دریافت شده در خرداد عینیت بخشیدن به نقش شیراز به عنوان قطب الکترونیک کشور از دیگر اهداف
  • نویسندگی لوآ در دانشگاه لوا پذیرفته شد. اینجا در واقع اولین جایی است که او اولین آموزشها را در عرصه روزنامه نگاری فرا گرفت و در آنها بود خود در میان شماری